تبلیغات
❤ MAN-TO-OU ❤ - مطالب تیر 1394

جا گـذاشتـہ ام دلـ ے
هـر ڪہ یافـت ٬
مـُـژدگانـ ے اش تمـام “زندگـ ے ام” .




طبقه بندی: تنهایی، دلنوشته، من،

تاریخ : چهارشنبه 31 تیر 1394 | ساعت 00 و 00 دقیقه و 00 ثانیه | نویسنده : تمنا | نظرات

باران که می بارد…

دلم برایت تنگتر می شود…

راه می افتم…

من بغض میکنم…

آسمان گریه…!!



طبقه بندی: دلنوشته، من، تنهایی،

تاریخ : سه شنبه 30 تیر 1394 | ساعت 00 و 00 دقیقه و 00 ثانیه | نویسنده : تمنا | نظرات

اینجا زمین است،رسم ادمهایش عجیب است،این جا که گم می شوی به جای اینکه دنبالت بگردند فراموشت میکنند،این جا فقط باید نقاب بی تفاوتی بر چهره بزنی و حس هایت را مخفی کنی،چون این جا زمین است......




طبقه بندی: زندگی، عادت،

تاریخ : دوشنبه 29 تیر 1394 | ساعت 00 و 00 دقیقه و 00 ثانیه | نویسنده : تمنا | نظرات
درزندگی برای هر ادمی از یک روز از یک جا از یک نفربه بعد...
دیگر هیچ چیز مثل سابق نیست...
نه روزها
نه رنگ ها
نه خیابانها
همه چیز میشود: دلتنگی



طبقه بندی: عشق، تنهایی،

تاریخ : یکشنبه 28 تیر 1394 | ساعت 00 و 00 دقیقه و 00 ثانیه | نویسنده : تمنا | نظرات
هیچی ندارمــــ برای گفتنـــ ...
فقط اینکـــ میدونمــــ چه دردیه اینکهـــ ازدست بدی ..
ن ف س هاتو...!!



طبقه بندی: دلنوشته، تنهایی،

تاریخ : شنبه 27 تیر 1394 | ساعت 00 و 00 دقیقه و 00 ثانیه | نویسنده : تمنا | نظرات
امشب همه چیز رو به راه است...
آرام...
باورت می شود ؟
همه چیز آرام....
"با یاد تو"
دیگر یاد گرفته ام شبها بخوابم
تو نگرانم نشو!
همه چیز را یاد گرفته ام!
راه رفتن در این دنیا را هم بدون تو یاد گرفته ام!
یاد گرفته ام که چگونه بی صدا بگریم!
یاد گرفته ام که هق هق گریه هایم را با بالشم بی صدا کنم ..!
تو نگرانم نشو!!
همه چیز را یاد گرفته ام!
یاد گرفته ام چگونه با تو باشم بی آنکه تو باشی!
......! یاد گرفته ام
نفس بکشم بدون تو و به یاد تو....
یاد گرفته ام که چگونه نبودنت را با رویای با تو بودن
و جای خالی ات را با خاطرات با تو بودن پر کنم!
تو نگرانم نشو
همه چیز را یاد گرفته ام! !
یاد گرفته ام که بی تو بخندم.....
یاد گرفته ام بی تو گریه کنم....
و بدون شانه هایت!.....
یاد گرفته ام !
که دیگر عاشق نشوم به غیر تو...
.یاد گرفته ام که دیگر دل به کسی نبندم
... و مهمتر از همه یاد گرفتم که با یادت زنده باشم و زندگی کنم
اما هنوز یک چیز هست ...
که یاد نگر فته ام...
که چگونه .....!
برای همیشه خاطراتت را از صفحه دلم پاک کنم...
تو نگرانم نشو
"فراموش کردنت"
را هیچ وقت یاد نخواهم گرفت...




طبقه بندی: دلنوشته، من، تنهایی،

تاریخ : دوشنبه 22 تیر 1394 | ساعت 00 و 00 دقیقه و 00 ثانیه | نویسنده : تمنا | نظرات

من یک زنم ...

هر چقدر هم که ادای محکم بودن را دربیاورم ،

هر چقدر هم که ادای مستقل بودن ،

اینکه " ممنون ! خودم از پسش برمی آیم . "

باز هم ته تهش

... ...به آن سینه پهن مردانه ات نیاز دارم ؛

به دست هایت حتی .

نمی دانی چه لذتی دارد وقتی تو از خیابان ردم می کنی !

 

از ته دل دوستم داشته باش..




طبقه بندی: دلنوشته، من، تنهایی، انتظار،

تاریخ : پنجشنبه 18 تیر 1394 | ساعت 00 و 00 دقیقه و 00 ثانیه | نویسنده : تمنا | نظرات

تعداد کل صفحات : 3 :: 1 2 3